معنی هجاور
5 بازدید
[ هَ وَ ] (اِخ) نام شهری است از ملک ختا که مردم آنجا به خوش صورتی و صاحب حسنی مشهورند. (برهان) (جهانگیری). شهری است به ختا و منسوب به خوبرویان. (آنندراج) (انجمن آرا). نام شهری که مردم آنجا به خوب صورتی مشهورند. (ناظم الاطباء). ای کرده روح با لب لعل تو نوکری معشوق ازبکی و نگار هجاوری. پوربهای جامی. || (اِ) گروه مردم. (ناظم الاطباء). جمع و گروه مردم را گویند. (برهان). گروه و جمعی را گویند از مردم. (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «هجاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر