معنی هجاهج
4 بازدید
[ هُ هِ ] (ع ص) ستبر و کلفت و ضخیم. (ناظم الاطباء). سطبر. (منتهی الارب). ضخیم. (اقرب الموارد). ضخم از مردم. (از معجم متن اللغة). || کثیرالصوت؛ بسیارآواز. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هجاهج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هج» برای سرودن شعر