معنی هجارس
4 بازدید
[ هَ رِ ] (ع اِ) جِ هِجرِس. (ناظم الاطباء) (آنندراج) (منتهی الارب) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به هجرس شود. || سختی های روزگار. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). شدائد ایام. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). || ریزه ترین بارانهای سرما مثل پشک. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). باران ریز در سرما مانند شبنم. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هجارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر