معنی هتک
6 بازدید
[ هَ ] (ع اِمص) پرده دری. (ناظم الاطباء) (غیاث). || ربودگی ناموس. (ناظم الاطباء). بی عصمتی. || رسوایی و بی آبرویی. || افتضاح و بدنامی. || فاش شدگی عیب. (ناظم الاطباء).[ هَ ] (ع مص) دریدن پرده و مانند آن را: هتک الستر هتکا؛ پاره کرد آن پرده را. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب). پرده دریدن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || کشیدن و از جای کندن پرده و مانند آن. (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). || شکافتن جزوی از پرده و امثال آن به جهت آشکار ساختن ماورای آن. انکشاف. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (منتهی الارب). || به درازا بریدن جامه. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد): هتکت الثوب؛ شکافتم آن جامه را به درازا. (ناظم الاطباء). || مجازاً رسوا کردن. مفتضح ساختن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة): هتک اللََّه سترالفاجر؛ مفتضح کرد خدا آن فاجر را. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || هتک عرش؛ خوار و ذلیل گردیدن. بی عزت و حرمت شدن: هتک عرش فلان؛ خوار و ذلیل گردید فلان. (ناظم الاطباء). هُتِکَ عرشه؛ حرمت و عزتش از بین رفت. (معجم متن اللغة). || (اصطلاح پزشکی) تفرق اتصال که اندرعضله افتد بر کنارهٔ عضله. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). تفرق اتصال یکون فی طرف العضلة. (بحرالجواهر). جدایی پیوستگیهایی که بین اطراف عضلات است. (کشاف اصطلاحات الفنون).[ هَ تِ ] (ع اِ) حقارت و خفت. || سوء ادب. (ناظم الاطباء).[ هِ تَ ] (ع اِ) پوست پاره ای که بر روی بچهٔ درکشیده از شکم برآید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). پرده ای که بروی بچهٔ درکشیده از رحم برآید. (ناظم الاطباء). || (ص) ثوب هتک؛ جامهٔ پاره پاره شده. (از معجم متن اللغة).[ هَ تِ ] (ع ص) ثوب هتک؛ جامهٔ پاره پاره و چاک خورده. (اقرب الموارد).[ هُ ] (ع اِ) نیم شب. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).[ هَ ] (ع اِ) کفج نباتی است. (مهذب الاسماء).[ هَ تَ ] (اِ) کلمهٔ عامیانه ای است که در اینگونه ترکیب ها: هتک کسی را پاره کردن یا هتکش پاره شد، و از این قبیل به کار میرود و مراد کون است و معمولاً در موارد کار طاقت فرسا که از کسی کشیده شود استعمال میگردد.
کلمات همقافیه با «هتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر