معنی هتوف
6 بازدید
[ هَ ] (ع ص) کبوتر بسیارآواز. (معجم متن اللغة). ریح هتوف؛ باد بانگ کننده. باد پر بانگ. (اقرب الموارد). سحابة هتوف؛ ابر رعددار، راعدة. (اقرب الموارد). ابر بابانگ. قوس هتوف یا هتافة یا هتفی؛ کمان بابانگ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). اسم آن: هَتَفی ََ. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هتوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر