معنی هتل
6 بازدید
[ هَ ] (ع مص) پیاپی باریدن ابر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هطل. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). باران باریدن. (تاج المصادر بیهقی). || نیک باریدن ابر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). این کلمه مبدل هتن باشد، چه تبدیل لام به نون و بالعکس نزد پیشینیان بسیار معمول بوده است. «هتنت السماء و هتلت». (نشوء اللغة ص ۵۱). هُتول. هَتَلان. تَهتال. هطل. هطلان. تهطال. هتن. هتون. هتنان. تهتان. رجوع به هر یک از این کلمات شود.[ هَ تِ ] (ع ص) سحاب هتل؛ ابر نیک بارنده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ هُ تِ ] (فرانسوی، اِ) مسافرخانه. مهمانخانه. این کلمه از اصل قدیمی کلمه هوسپیتال در زبان فرانسهٔ باستان، مشتق شده و در زبان انگلیسی به خانه ای که برای پذیرایی از مسافران اختصاص دارد، اطلاق شده است. (از دائرةالمعارف بریتانیکا).[ هُ تُ ] (اِ) در تداول برخی از عوام به معنی اتومبیل است و صورت مصحفی از آن میباشد. || در تداول زنان به معنی شکم: هتلش پیش آمده، یعنی آبستن است. این کلمه به این معنی پیش از اختراع اتومبیل متداول بوده است و از هتل (به معنی اتومبیل) مأخوذ نیست. (یادداشت مؤلف).[ هُتْ تَ ] (ع ص) سحائب هتل؛ باران پیوسته. هطل. (از اقرب الموارد) (معجم متن اللغة).[ هُتْ تَ ] (ع ص، اِ) جِ هاتل. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به هاتل شود.
کلمات همقافیه با «هتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر