معنی هبیل
5 بازدید
[ هَ ] (اِخ) پدر بطنی است. (منتهی الارب). پدر قبیله ای است از عرب که باقیماندهٔ آنها در یمن هستند. (معجم متن اللغة).[ هَ ] (اِخ) صورتی از کلمهٔ هابیل است برادر قابیل که فرزندان آدم باشند. (از اقرب الموارد). هابیل پسر آدم. (ناظم الاطباء). رجوع به هابیل شود.[ هُ بَ ] (اِخ) ابن وبرة الانصاری صحابی است. (الاصابة فی تمییز الصحابة قسم اول).[ هُ بَ ] (اِخ) ابن کعب. صحابی است. وی از بنی مازن بود. طبرانی در کتاب اوسط از صفوان بن عمر روایت کرده که معاذبن جبل، هبیل بن کعب و جدش مازن بن خثیمة را نزد رسول فرستاد و اینان اسلام آوردند. (الاصابة فی تمییز الصحابة قسم اول).[ هَ ] (اِخ) (بنی...) قبیله ای است از عرب. (لسان العرب). اولاد و احفاد و اخلاف هبیل که باقیماندهٔ آنها در یمن هستند. رجوع به هبیل(پدر قبیله ای از عرب) شود.
کلمات همقافیه با «هبیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر