معنی هبی
8 بازدید
[ هَ ] (ع اِ صوت) آوازی که بدان اسب را برانند و از خود دور کنند. (ناظم الاطباء). نوعی از آواز که بدان اسب را برانند، یعنی دور شو از من. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). کمیت گوید: نُعَلّمها هبی و هلا و ارحب و فی أبیاتنا و لنا افتلینا.(از لسان العرب).[ هُبْ با ] (ع ص، اِ) جِ هابی. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد) (لسان العرب). رجوع به هابی شود: نجوم هبی؛ ستاره هایی که از گرد و غبار پوشیده شده باشند. (ناظم الاطباء). ستارگان نهفته در غبار. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (لسان العرب).[ هَ بَ ی ی ] (ع اِ) کودک خرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (لسان العرب). ج، هَبائیّ . (لسان العرب).
کلمات همقافیه با «هبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر