معنی هبک
6 بازدید
[ هَ بَ / هَ ] (اِ) کف دست. (لغت فرس اسدی) (برهان) (فرهنگ نظام) (سروری) (انجمن آرا) (رشیدی) (ناظم الاطباء) (آنندراج): بر هبک نهاده جام باده و آنگاه ز هبک نوش کردش. رودکی (از لغت فرس).
کلمات همقافیه با «هبک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بک» برای سرودن شعر