معنی هبنک
5 بازدید
[ هَ نَ ] (ع ص) رجوع به هَبَنَّک شود.[ هَ بَ نْ نَ ] (ع ص) مرد احمق ضعیف. (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). گول سست. (منتهی الارب). هبنق. || مرد احمق بسیارحماقت. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). || سخن چین. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). هَبنَک. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هبنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر