معنی هبلی
4 بازدید
[ هَ ] (ع جملهٔ فعلیهٔ امری) اشارت و تلمیح به دعای سلیمان (ع) که گفت رب اغفر لی و هب لی ملکا لاینبغی لاحد من بعدی؛ یعنی ای پروردگار ببخش مرا ملکی که سزاوار نیست و نزیبد هیچکس را از پس من. (آنندراج) (غیاث اللغات).[ هِ بِ لْ لا ] (ع اِ) خرامش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تبختر در راه رفتن. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (تاج العروس): هو یمشی الهبلی. (اقرب الموارد). || (ص) مختال. (معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «هبلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر