معنی هبلس
5 بازدید
[ هَ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پیران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. واقع در ۵۳ هزارگزی خاور شوسهٔ خانه به نقده. ناحیه ای است جلگه ای، معتدل و دارای ۱۵ تن سکنهٔ کرد میباشد. آب آن از روخانه لاوین و محصولاتش غلات است. اهالی به زراعت مشغولند. راه آن مالرو است. به این ده ایلاس نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ هِ لِ ] (ع اِ) کسی. (منتهی الارب). احدی. (اقرب الموارد). کسی که انس گرفته شود به او. (معجم متن اللغة) (تاج العروس): مابها هبلس؛ نیست در آن خانه کسی، احدی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (تاج العروس). هبلیس.
کلمات همقافیه با «هبلس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لس» برای سرودن شعر