معنی هبال
4 بازدید
[ هَ ] (ع اِ) نام درختی است که از آن تیر سازند. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). درختی است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ هَ بْ با ] (ع ص) کسب کننده و ورزندهٔ حیله ساز. (ناظم الاطباء). ورزندهٔ حیله ساز. (منتهی الارب). کاسب محتال. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة) (تاج العروس). ذوالرمة گوید: او مطعم الصید هبال لبغیته الفی اباه بذاک الکسب یکتسب. || شکاری فریبنده. (منتهی الارب). صیادی که ناگهان بر صید برآید. (ناظم الاطباء). شکارچی که شکار را بفریبد. (اقرب الموارد) (المنجد) (تاج العروس). گفته شده: «او مطعم الصید هبال لبغیته». (اقرب الموارد). ذئب هبال؛ گرگ فریبنده. (ناظم الاطباء). || صیاد. (معجم متن اللغة) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «هبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر