معنی هباریة
5 بازدید
[ هَ بْ با ری یَ ] (ص نسبی) نسبت است به هبار. (وفیات الاعیان چ ۱ ج ۲ ص ۱۲۰).[ هُ یَ ] (ع اِ) آن چیزی از پرز پنبه که میپرد و همچنین از پشم و پر. (ناظم الاطباء). ریشه و ریزهٔ پنبه و پشم که بپرد. (منتهی الارب). ما طار من الریش. (اقرب الموارد). || چرک و سبوسهٔ سر. مایتعلق باسفل الشعر مثل النخالة من وسخ الرأس. (تاج العروس).[ هُ ری یَ ] (ع ص) ریح هباریة؛ باد گردناک. (منتهی الارب). باد غبارآلود. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب).[ هَ بْ با ری یَ ] (اِخ) (ابن...) رجوع به ابن هباریه شود.
کلمات همقافیه با «هباریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر