معنی هبار

معنی هبار

6 بازدید
[ هَ بْ با ] (ع ص) سیف هبار؛ شمشیر بران. (ناظم الاطباء). تیغ بران. (منتهی الارب). بتاک. (اقرب الموارد).
[ هَ بْ با ] (ع ص) کپی بسیارپشم . (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). القرد کثیرالشعر. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). || (اِخ) از اعلام است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
[ هَ بْ با ] (اِخ) ابن ابی العاص بن نوفل... القرشی، صحابی است. پدرش در جنگ بدر کشته شد در حالی که کافر بود. وی پسری به نام عمر داشت که در شام بود و از اعقاب او خالدبن یزیدبن عمر در اول دولت بنی عباس همراه با سایر بنی امیه در شام کشته شد. (از الاصابة فی تمییز الصحابة).
[ هَ بْ با ] (اِخ) ابن الاسودبن مطلب بن اسدبن عبدالعزی بن قصی القرشی الاسدی. مادرش فاخته دختر عامربن قرظة. از شعرای دورهٔ جاهلیت عرب که اسلام را درک کرد و اسلام آورد و در سلک صحابه درآمد. وی جد سلسلهٔ هباریان، پادشاهان هند بود. این سلسله تا حملهٔ محمود غزنوی به هند، فرمانروائی داشتند و پایتختشان المنصورة بود. هبار پیش از اسلام شاعری هزال و هجوگو بود. این ابیات را در هجو تویت بن حبیب الاسدی گفته: تویت الم تعلم و علمک ضائر بانک عبد للئام خدین و انک اذترجو صلاحی و رجعتی الیک لساهی العین جد غبین أترجو مساماتی بابیاتک التی جعلت اراها دون کل قرین فدع عنک مسعاة الکرام واقبلن علی شاکر و عائر و رهین. هبار قبل از اسلام آوردن، پیغمبر را هجو کرد پیغمبر هنگام جنگ مکه به یارانش دستور داد که اگر پیروز شدند، هباربن اسود و نافع بن قیس را به آتش بسوزانند. ولی بعد از اینکار منصرف شد و گفت عذاب کردن بوسیلهٔ آتش مخصوص خداست و شایسته نیست کسی به این کار مبادرت ورزد و اگر ایشان را به دست آوردید بکشید. هبار بعد از فتح مکه در محل جعرانة به نزد پیغمبر آمد و اسلام آورد و بشام کوچ کرد و در ایام خلافت عمر برای گزاردن حج برگشت. (از الاعلام زرکلی ج ۹ ص ۵۴) (الاصابة فی تمییزالصحابة) (معجم الشعراء مرزبانی ص ۴۹۰).
[ هَ بْ با ] (اِخ) ابن سفیان بن عبدالاسدبن هلال.... المخزومی. صحابی است. ابن اسحاق و دیگران، او را از جملهٔ مهاجران به حبشه آورده اند. (از الاصابة فی تمییزالصحابة).
[ هَ بْ با ] (اِخ) ابن صیفی. صحابی است. (الاصابة فی تمییزالصحابة).
[ هَ بْ با ] (اِخ) ابن وهب بن حذافة. صحابی است. ابن اسحاق و بلاذری وی را از جملهٔ مهاجران به حبشه ذکر کرده اند. (الاصابة فی تمییزالصحابة).

کلمات هم‌قافیه با «هبار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید