معنی هباء منثور گردیدن
3 بازدید
[ هَ ئنْ مَ گ دَ ] (مص مرکب) گرد و غبار شدن. هباء منثورا شدن. || کنایه از حقیر و ذلیل و خوار گردیدن. ناچیز شدن : اسکندر گفت تو چه دانی که عمر من چندین مانده است، گفت من دانم. اسکندر گفت من به طلب آب حیوة میروم، اگر دریابم علم تو هباء منثور گردد. (اسکندرنامه نسخهٔ خطی متعلق به سعید نفیسی).
کلمات همقافیه با «هباء منثور گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر