معنی هاژو
6 بازدید
(ص) زبون. (برهان) (ناظم الاطباء). || محقر. || زشت. || حیران و درمانده. || خاموش. (برهان) (از ناظم الاطباء). فرهنگهای بعد از اسدی «هاژو» و «هاژه» را به همان معنی هاژ ضبط کرده اند شاید «واو» و «ها» تصغیر باشد لفظ هاج که در تکلم هست مبدل هاژ است، ریشه اش در سنسکریت «اواچ» است به معنی بیحرف و خاموش، از «وچ» به معنی حرف زدن و همزهٔ نفی. (از فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «هاژو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ژو» برای سرودن شعر