معنی هاونکوب
7 بازدید
[ وَ ] (نف مرکب) شخصی را گویند که به جهت عطاران و طبیبان دارو و اجزای معاجین بکوبد. (برهان): ببند ار کحل دین خواهی کمر چون دستهٔ هاون به پیش آنکه ارواحند هاونکوب دکانش. خاقانی. || آنکه در هاون چیزی می کوبد. (ناظم الاطباء). || مرکب و سیاهی ساز را نیز گویند. مرکب ساز. (برهان) (ناظم الاطباء). || کنایه از جماع کننده. (برهان).
کلمات همقافیه با «هاونکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر