معنی هانری پنجم
6 بازدید
[ یِ پَ جُ ] (اِخ) پادشاه آلمان، پسر هانری چهارم که به تحریک پاپ و پشتیبانی اشراف، بر پدر شورید و به جای او نشست. وی در سال ۱۱۲۲م. عهدنامه ای در شهر ورمز، با پاپ منعقد کرد. این عهدنامه را کنکوردای و رمزی نامند و مقصود از کنکوردا، معاهده ای است که میان پاپ و پادشاه بسته میشود. عهدنامهٔ مزبور قدیمیترین قراردادی است که بدین طریق منعقد گردیده است. این عهدنامه هرچند که تمام نقشهٔ گرگوار هفتم را که میخواست کلیسا را یکسره از دست قیاصرهٔ آلمان خارج و مستقل کند عملی نکرد، اما چون استقلال داخلی کلیسا را تضمین میکرد، میتوان آن را نخستین فتح کلیسا در مبارزه با امپراتوری مقدس شمرد. هانری چهارم مانند پدرش، با خطر بزرگ فئودالیزم دست به گریبان بود و اگرچه در دفع آن با تمام قوا کوشید، از جمله مردم شهرنشین را در مقابل اشراف آزادی داد و بعضی از شهرها را شهرهای امپراطوری نامید و آزادی بیشتری به اهالی آنها داد و طبقهٔ کاسب و صنعتگر و تاجر را تشویق و تحریض به کار کرد و از آنها پشتیبانی نمود، ولی چون اشراف و امارتهای بزرگ آلمان، از قبیل ساکس و زواب و دوکهای آنها از دیرزمان قدرت و نفوذ فوق العاده داشتند و مخصوصاً از پشتیبانی سخت روحانیون برخوردار بودند، لذا اقدامات هانری چهارم و پسرش هانری پنجم به نتیجه نرسید و سرانجام هانری پنجم گرفتار تحریکات و کارشکنی های آنان گشت و سلطنتش به پایان رسید و با انقراض پادشاهی او، سلطنت خانوادهٔ فرانکنی که وی از آنان بود پایان یافت. (از تاریخ عمومی قرون وسطی ج ۲ ص ۱۲۶).[ یِ پَ جُ ] (اِخ)(۱۳۸۷-۱۴۲۲ م.) پادشاه انگلستان، پسر هانری چهارم که در سال ۱۴۱۳ م. پس از مرگ پدر به جای وی نشست. و در سال ۱۴۲۲ بدرود زندگی گفت و پس از او پسرش هانری ششم به سلطنت رسید. (از دایرة المعارف بریتانیکا).
کلمات همقافیه با «هانری پنجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر