معنی هان
6 بازدید
(صوت) امر به شتاب کردن، یعنی بشتاب و جلد باش. (برهان) (ناظم الاطباء). || (ق) براستی و در حقیقت. (ناظم الاطباء). || (صوت) کلمهٔ جواب به معنی آری. بلی. || کلمهٔ تنبیه است، یعنی در محل آگاهانیدن و تأکید در کاری و امری به کار برند خواه به طریق امر باشد و خواه به تصدیق وجد. (برهان) (ناظم الاطباء) (آنندراج): هان و هینش کنم از حکمت زیرا خر بازگردد ز ره کژ به هان و هین.ناصرخسرو. هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان ایوان مداین را آئینهٔ عبرت دان.خاقانی. زمین بلرزد بر خود اگر تو گویی هین فلک بماند برجای اگر تو گویی هان. کمال الدین اسماعیل (از جهانگیری). گفت خندان که هین پیاله بگیر ستدم گفت هان ز باده منوش. هاتف اصفهانی. گوید به فلک گر به منع هان راند به زمین گر به امر هین گردون و درنگ ارچه نی چنان گیتی و شتاب ارچه نی چنین. رضاقلی خان هدایت.(اِخ) نام سلسلهٔ پادشاهی چین است که در دو قرن اول میلادی در آن کشور حکومت داشته اند. (از اعلام المنجد).
کلمات همقافیه با «هان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر