معنی هامون گردانیدن
6 بازدید
[ گَ دَ ] (مص مرکب) مسطح و هموار ساختن زمین. صاف کردن : ... و طرق یأجوج بلا از فرسنگها موانع و عوایق پاک و هامون گردانید. (تاریخ سلاجقهٔ کرمان محمدبن ابراهیم). || خراب و ویران کردن.
کلمات همقافیه با «هامون گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر