معنی هامونسپر
5 بازدید
[ سِ پَ ] (نف مرکب) دشت پیما. هامون بر. دشت و هامون گذار. بادیه پیما: یکی پیل چون کوه هامون سپر خمش کرد خرطوم گرد کمر. اسدی (گرشاسب نامه ص ۱۸۹).
کلمات همقافیه با «هامونسپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر