معنی هاموم
6 بازدید
(ع اِ) پیه گداخته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مایسیل من الشحمة اذا شویت. (معجم متن اللغة). || پیه بسیارچربش. (مهذب الاسماء). || کوهان گداخته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مااذیب من السنام. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). || (ص) شتر کوهان گداخته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). در آنندراج چاپ جدید این کلمه به غلط «هامون» آمده است.
کلمات همقافیه با «هاموم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر