معنی هاموار کردن
6 بازدید
[ هامْ کَ دَ ] (مص مرکب) هموار کردن. مسطح کردن. صاف کردن. تسطیح : و دو غرفه کرد برابر یکی از سیم و دیگر از زر هر یکی را طول چهارصد گز... و هر دو را بیاکند از سبیکه های زر و سیم و سرش به زعفران هاموار کرد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۶۹).
کلمات همقافیه با «هاموار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر