معنی هامل
5 بازدید
[ مِ ] (ع ص) شتر به چرا گذاشتهٔ بی ساربان، مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هامل من ابل؛ کانت متروکة بلاراع و لاقائم علیها. (معجم متن اللغة). ج، هوامل، همولة، هاملة، هَمَل (اسم جمع)، هُمَّل، هُمّال، هَملی ََ.[ مِ ] (ص) همدل و موافق. (ناظم الاطباء). || مشابه و یکسان. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «هامل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر