معنی هامز
7 بازدید
[ مِ ] (ع ص) عیاب. عیب کننده. الذی یعیب الناس من ورائهم و یغتابهم. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (معجم متن اللغة). || سخن چین. غماز. (منتهی الارب) (معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء). ج، هُمّاز، هامزون.
کلمات همقافیه با «هامز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مز» برای سرودن شعر