معنی هامرو
8 بازدید
[ رَ / رُو ] (اِ) در معنی کلمهٔ التذکیه، زوزنی مینویسد: گلو بریدن و هام رو شدن ستور و تیز کردن -انتهی. در اقرب الموارد آمده است در مادهٔ ذکی: «المذاکی و المذکیات، الخیل التی تم سنها و کملت قوتها، الواحد مُذک و مذک». کلمهٔ هام رو در فرهنگ ها یافت نشد. در برهان دارد: «همرف اسبی را گویند که داخل پنج سال شده باشد و همهٔ دندان هایش برآمده باشد و به جای فا، واو هم آمده». و باز مینویسد: «همرفشده، اسبی را گویند که داخل در پنج سال شده باشد و همهٔ دندان هایش برآمده باشد و به جای فا، واو هم گفته اند که همرو شده باشد و به زبان عربی قارح خوانند». از این رو هام رو یا اصل این دو صورت و یا صورت دیگر یعنی سومی است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «هامرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر