معنی هامال
5 بازدید
(ص، اِ) همال. قرین. نظیر. شبه و مانند. همتا. مساوی. برابر و همراه. (لغت فرس اسدی) (انجمن آرا) (جهانگیری). مرکب از هام (MMMهم) و آل. پسوند آل در کلمات دیگر هم، مانند: چنگال (چنگ آل) و کوپال (کوپ آل) و دنبال (دنب آل) آمده و دور نیست ادات نسبت باشد. (یادداشت مؤلف): این آتش و این باد و سیماب و ز پس خاک هر چار موافق نه به یک جا و نه هامال. خسروی. از او بستدی نیز هر سال باژ چرا داد باید به هامال باژ.دقیقی. || انباز. شریک. (برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «هامال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر