معنی هاطل
4 بازدید
[ طِ ] (ع ص) باران پیوسته و پیاپی بارنده. (منتهی الارب). || باران بزرگ قطره. هاضب. مطر متتابعاً متفرقاً عظیم القطر. (اقرب الموارد). || ابر پیاپی بارنده: سحاب هاطل. (منتخب اللغات) (لطایف) (ناظم الاطباء). ابر بسیار بارنده: به جودی هاطل و عدلی شامل احیای رعایای آن بقعه و سکان آن ناحیت بکرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۷). ج، هُطَّل. سحائب هطل. (ناظم الاطباء). || کشت انبوه و درهم. الزرع الملتف. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هاطل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طل» برای سرودن شعر