معنی هاصر
5 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). شیر. هصر الاسد فریسته؛ کسرها. (اقرب الموارد). ج، هواصر.
کلمات همقافیه با «هاصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر