معنی هاشمخان
5 بازدید
[ شِ ] (اِخ) پسر میرزا یداللََّه اصفهانی، قونسول ایران در مسکو. مغنی نیکلا امپراطور روس. (یادداشت مؤلف).[ شِ ] (اِخ) (میرزا...) از رجال سیاسی و اداری و دانشمندان ایران در دورهٔ قاجاریه است. وی استاد علوم سیاسی در دارالفنون مدتها کفیل ادارهٔ روس در وزارت امور خارجه بود. میرزا هاشمخان کتابی در جغرافیای عمومی عالم برای دانشجویان سه کلاس اول مدرسهٔ سیاسی تألیف کرد که از منابع و مآخذ فرانسه و غیره ترجمه شده و مشتمل بر جغرافیای طبیعی، سیاسی، ثروتی و احصائی تمام ممالک جهان است. این کتاب تاکنون به چاپ نرسیده و یک نسخه خطی از آن به خط یکی از شاگردان مدرسهٔ سیاسی به نام علی بن الحسین الآذربایجانی که در سال ۱۳۳۳ آن را نوشته است، در کتابخانهٔ مرحوم علامهٔ دهخدا وجود دارد. این نسخه به خط نسخ خوانا در ۷۳۷ صفحه نوشته و کاتب در روی جلد آن نوشته است: «هذا جزوهٔ جغرافیای عمومی عالم ترجمه و تألیف جناب مستطاب اجل آقای آقا مرحوم میرزا هاشمخان کفیل ادارهٔ روس وزارت جلیلهٔ امور خارجه و معلم مدرسهٔ علوم سیاسی که از برای محصلین سه کلاس اول مدرسهٔ مذکور از کتب فرانسه و غیره جمع و تدوین نموده اند. این کتاب به علاوهٔ مقدمه، شامل شرح مفصل طبیعی و سیاسی و ثروتی و احصائی تمام ممالک عالم است». و در پایان کتاب راجع به تاریخ تحریر آن نوشته شده: «در یوم چهارم شهر شوال المکرم ۱۳۳۳ هجری ختم گردید».[ شِ ] (اِخ) خوافی. یا هاشم علیخان. از نویسندگان ایران است که در قرن ۱۱ هجری در هند میزیسته. وی تاریخی به نام «منتخب اللباب» به فارسی تألیف کرده است. (سبک شناسی بهار ج ۳ ص ۲۵۸ و ۲۹۸).
کلمات همقافیه با «هاشمخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر