معنی هازیدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) دانستن : ای پسر جور مکن کارک ما دار بساز به از این کن نظر و حال من و خویش به هاز. قریع الدهر. || به زیان نسپردن. || نگریستن. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) (لسان العجم). || گریستن. (لسان العجم).
کلمات همقافیه با «هازیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر