معنی هاریزون

معنی هاریزون

5 بازدید
[ زُنْ ] (اِخ) بنیامین . بیست و سومین رئیس جمهور ایالت متحدهٔ امریکا، به سال ۱۸۳۳ م. در نرث بند متولد شد. پدربزرگ وی ویلیام هانری هاریزون (۱۷۷۳-۱۸۴۱ م.) نهمین رئیس جمهور امریکا بود. ایام کودکی را در مزرعهٔ اجدادی خود گذراند و سپس وارد مدرسهٔ روستائی شد و پس از آن به دانشکدهٔ کشاورزی نزدیک نرث بند وارد گشت. در سال ۱۸۵۲ م. از دانشگاه میامی فارغ التحصیل شد. از ۲۱سالگی زندگی اداری و سیاسی خود را شروع کرد. در سال ۱۸۹۴ به ریاست جمهوری ایالت متحد امریکا برگزیده شد. وی حقوق دان و ناطق زبردستی بود. در سال ۱۹۰۱ زندگی را بدرود گفت. (از دائرة المعارف بریتانیکا).
[ زُنْ ] (اِخ) فردریک . حقوق دان و ادیب و دانشمند انگلیسی. در اکتبر ۱۸۳۱ م. در لندن به دنیا آمد. در دانشگاه اکسفورد تحصیل کرد. از سال ۱۸۸۰ تا ۱۹۰۵ رئیس کمیتهٔ فلاسفهٔ ثبوتی انگلیسی بود. در سن هشتادسالگی (۱۹۱۱ م.) شرح زندگی و خاطرات خود را در ۲ جلد منتشر کرد. وی آثار زیادی از خود به یادگار گذاشت که از آن جمله، خاطرات و افکار (۱۹۰۶) و مسائل ملی و اجتماعی (۱۹۰۸) و جرج واشینگتن (۱۹۰۱) و تئوفانو (۱۹۰۴) و یک «گزارش رمانتیک» از قرن دهم و نیس فورو (۱۹۰۶) و طمع یک مرد عامی (۱۹۰۷) واقعیات و آرمانها (۱۹۰۸) و آخرین اثر او دسنکتو(۱۹۲۳) را میتوان نام برد. در سال ۱۹۲۳ زندگی را بدرود گفت. (از دائرة المعارف بریتانیکا).
[ زُنْ ] (اِخ) توماس-الکساندر. نقاش معروف آمریکائی، در سال ۱۸۵۳ م. در فیلادلفیا به دنیا آمد. در آکادمی هنرهای زیبا واقع در پنسیلوانیا و مدرسهٔ هنرهای ظریفه در پاریس تحصیل کرد. وی به کشورهای انگلستان و آلمان مسافرت کرد و در سال ۱۹۳۰ م. در پاریس وفات یافت. (دائرة المعارف بریتانیکا).
[ زُنْ ] (اِخ) ویلیام هنری.نهمین رئیس جمهور ایالت متحدهٔ امریکا. در سال ۱۷۷۳ م. در برکلی متولد شد. در کالج هامپدن سیدنی و ویرژینیا مدتی تحصیل کرد و سپس در فیلادلفیا به تحصیل طب پرداخت. در ۱۷۹۱ وارد خدمت ارتش گردید و تا درجهٔ ژنرالی ارتقا یافت. در سال ۱۸۳۵ به ریاست جمهوری امریکا برگزیده شد در سال ۱۸۴۱ م. وفات یافت. (از دایرة المعارف بریتانیکا).

کلمات هم‌قافیه با «هاریزون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید