معنی هارونیه
4 بازدید
[ نی یَ ] (اِخ) نام سوری است که بر گرد شهر مرعش بنا شده بود. (از معجم البلدان).[ یَ ] (اِخ) شهرکی است نزدیک مرعش، در ثغور شامی بر گوشهٔ کوه لُکام این شهر را هارون الرشید در سال ۱۸۳ هـ . ق. بنا کرده و دارای دو سور و دروازه های آهنین بوده است. رومیان این شهر را خراب کردند و بعدها سیف الدوله غلام خود غرقویه را به آنجا فرستاد و آن را دوباره تعمیر کرد و آبادان ساخت. (از معجم البلدان). در حدود العالم هارونی ضبط شده است. رجوع به هارونی شود. در شام بر گوشهٔ کوه لکام، هارون الرشید کرد. و شهری کوچک است. (مجمل التواریخ و القصص).[ نی یَ ] (اِخ) از قراء بغداد، در نزدیکی شهر «ابان» در راه خراسان واقع شده، و در آن پل عجیب البنائی است که به سبب وجود آن به پل هارونیه معروف شده است. (از معجم البلدان).[ ] (اِخ) قریه ای است در چهار فرسنگی میانهٔ جنوب و مشرق ابرقوه. (فارسنامهٔ ناصری).[ نی یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان صوفیان بخش شبستر شهرستان تبریز، واقع در ۲۳ هزارگزی شمال خاوری شبستر و سه هزارگزی شوسهٔ جلفا به تبریز. ناحیه ای است واقع در جلگه، معتدل و دارای ۳۳۱ تن سکنهٔ شیعهٔ ترک زبان است. آب آن از چشمه و محصولات آنجا غلات، حبوبات، بادام و زردآلو است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران می کنند. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ نی یَ ] (اِخ) نام طایفه ای از طوائف کرد. (از تاریخ کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشیدیاسمی ص ۱۱۳).
کلمات همقافیه با «هارونیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر