معنی هارونآباد
5 بازدید
(اِخ) رجوع به شاه آباد غرب شود.(اِخ) دهی از ده های کرمانشاه که در شش فرسنگی جنوب شهر واقع شده و محل سکونت جماعت ایل کهر است. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۱۵۲ و ۱۸۴).(اِخ) دهی است از دهستان خدابنده لوی بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۴ هزارگزی جنوب خاور گل تپه و ۶ هزارگزی خاور شوسهٔ مدان بیجار. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر و دارای ۲۵۰ تن سکنه. از چشمه ها و رودخانهٔ خوشاب مشروب میشود. محصول آنجا غلات، انگور، صیفی و لبنیات است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران می کنند. راه آن مالرو است و در تابستان از آبادی بهار اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «هارونآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر