معنی هارو
8 بازدید
(یونانی، ص) شجاع و بهادر. || (اِخ) نام معشوقهٔ اندروس. (ناظم الاطباء). نام زن اندروس است و هارو جزیره ای داشت در میان دریا و شبها آتش افروختی تا اندروس به فروغ آتش شناکنان آمدی و پیش هارو رفتی. یک شب بادی شد و آتش را بکشت و اندروس در میان دریا گم شد و بمرد. (برهان) (آنندراج).[ رُ ] (اِخ) نام شهری از اسپانیا از ایالت لوگرونو که ده هزار تن سکنه دارد. کرسی ناحیه ای است و تجارت مردم آن شراب است.
کلمات همقافیه با «هارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر