معنی هارش
4 بازدید
[ رِ ] (اِمص) به معنی نازش است که از نازیدن و فخر کردن و خودنمایی باشد. (برهان) (آنندراج). ناز و نازش و فخر و خودنمایی. (ناظم الاطباء).(اِخ) نام ولایتی که فعلاً در جای کرسی آن قریه ای است به نام توز خرما تلی. و در شمال آن دولت شیموروم (آلتون کوپروی فعلی) نزدیک زاب کوچک قرار داشت. (تاریخ کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشیدیاسمی ص ۳۳ و ۳۵).
کلمات همقافیه با «هارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر