معنی هاران
5 بازدید
(اِخ) حران شهری است از اقلیم چهارم به جزیره و جزیره به لغت عربی زمینی باشد که محاط به آب باشد و بلاد جزیره مملکتی است از اقلیم چهارم میانهٔ فرات و دجله و دارالملک آن موصل و ارّان است و دیاربکر و ربیعه و دیارمضر و غیرها از بلاد آن است. حران و رقه و رأس عین و ماردین و قرقیا و نصیبین و سنجار و عانه و موش و اربل و خانور و میافارقین و غیره. منسوب به آن جزری باشد به حذف یا. گویند اول شهری که بعد از بابل ساخته شده شهر «هاران» بوده و هاران نام پدر ساره زن ابراهیم خلیل بوده. و قیل کان لابراهیم اخ یسمی ایضاً هاران و هو ابولوط و قال الجوهری فی الصحاح: حران اسم بلد و هو فعال مجوز یکون فعلان و النسبة علیه حرنانی علی غیر قیاس حرّانی علی ما علیه العلة -انتهی. حران معرب هاران است و مولد حضرت ابراهیم علیه السلام هم در زمین بابل بوده، لهذا نام او را براهام و فارسی دانند. (آنندراج) (انجمن آرا).(اِخ) نام پدر ساره بود عم ابراهیم علیه السلام. (از ترجمهٔ طبری بلعمی چ بهار). (به معنی کوه نشین) برادر ابراهیم و پدر لوط است. (قاموس کتاب مقدس) (ناظم الاطباء). هاران بن آزر برادر ابراهیم پیغمبر و پدر لوط علیهماالسلام. (المعرب منصور جوالیقی چ مصر ص ۱۲۳) (عیون الاخبار چ مصر ج ۱ ص ۲۱۵). و ابراهیم را برادری بود، نام او هاران و لوط پسر او بود و ساره دخترعمش بود و هرکه علمش نداند پندارند که دو هاران یکی است و ساره خواهر لوط بوده است و هر دو برادرزادگان ابراهیم بود. (ترجمهٔ طبری بلعمی ص ۲۴۶ چ بهار).
کلمات همقافیه با «هاران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر