معنی هادیة
6 بازدید
[ یَ ] (ع ص) مؤنث هادی. رجوع به هادی شود. || (اِ) چوبدستی. عصا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال: توکّأ علی الهادیة. (اقرب الموارد). || سنگ بلند و برآمده در آب. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گردن. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). یقال: ضرب هادیته؛ ای عنقه. ج، هادیات، هَوادٍ (هوادی). قبلت هادیات الخیل و هوادیها؛ ای متقدماتها. (اقرب الموارد).[ یَ ] (ع ص) هادئة. از هدء و هُدُوء. به معنی آرام و در آتش، آتش اندک و آرام، در مقابل آتش تند.
کلمات همقافیه با «هادیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر