معنی هادم
5 بازدید
[ دِ ] (ع ص) نعت فاعلی از هَدْم. (از اقرب الموارد). شکننده و ویران کنندهٔ بنا. (ناظم الاطباء). شکسته کننده و خراب و ویران کنندهٔ بنا. (آنندراج) (غیاث اللغات). خراب کننده. (دهار): که هادم بنیان شرک و... بوده است. (سندبادنامه چ اسلامبول ص ۶). من که خروبم خراب منزلم هادم بنیاد این آب و گلم.مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «هادم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر