معنی هاج و واج کردن
7 بازدید
[ جُ کَ دَ ] (مص مرکب) سرگردان کردن. متحیر کردن. || بازداشتن. || گیج کردن. || درمانده کردن.
کلمات همقافیه با «هاج و واج کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر