معنی هاجن
10 بازدید
[ جِ ] (ع ص) دختر نارسیده ای که وی را شوهر دهند. (تاج العروس) (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خردسال از گوسپندان و جز آن که پیش از رسیدگی وی را گشن دهند. (تاج العروس) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بزغالهٔ ماده که قبل از بلوغ بار گیرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آتش زنه که به یک زدن چخماق آتش ندهد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کنیزک خرد. (دستورالاخوان).
کلمات همقافیه با «هاجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر