معنی هاجد
7 بازدید
[ جِ ] (ع ص) خوابیده. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || شب زنده دار. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، هُجُود، هُجّد. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هاجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر