معنی هاتف غیب

معنی هاتف غیب

7 بازدید
[ تِ فِ غَ / غِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) به معنی فرشته ای است که از عالم غیب آواز دهد و این اسم فاعل است از هتف که به معنی آواز دادن است. از کشف و منتخب و لطایف. (غیاث اللغات) (آنندراج). فرشته ای که از عالم غیب آواز دهد. (ناظم الاطباء). فرشته ای که آواز دهد یا چیزی بگوید که اهل زمین بشنوند. (فرهنگ نظام). سروش. سروش غیب. ملهم غیب : ز بارگاه محمد ندای هاتف غیب به من رسید که خاقانیا بیار ثنا.خاقانی. ندای هاتف غیبی ز چارگوشهٔ عرش صدای کوس الهی به پنج نوبت لا. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۳۱). یکی هاتف از غیبش آواز داد. سعدی (بوستان). ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا میفرستمت. حافظ (دیوان چ قزوینی ص ۶۳). سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش. حافظ (دیوان چ قزوینی ص ۱۹۱).

کلمات هم‌قافیه با «هاتف غیب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید