معنی هات
7 بازدید
[ تِ ] (ع اِ فعل) به معنی به من بده: هات یا رجل؛ بده ای مرد. هاتی یا امرأة؛ بده ای زن. هاتیا یا رجلان و یا امرأتان و هاتوا یا رجال و هاتین یا نساء، مثل عاطین. و گویند: هاِت نه هاتیت و هات ان کانت بک مهاتاة و ما اهاتیک کما تقول ما اعاطیک و لاتقول منه هاتیت و لاینهی بها. اصل هاتِ «آت» امر از آتی بوده است بعد همزه به ها بدل شده است، مانند: هیا و هراق... (از اقرب الموارد). || ببخش. بده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج): در حلقهٔ گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا.حافظ (دیوان چ قزوینی ص ۵). || بیار. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء): گر بخواهی تا بدانی گوش دار ور بدانی گوش من زی توست هات. ناصرخسرو (دیوان چ کتابخانهٔ طهران ص ۷۹).(هندی، اِ) نام هندی استخوان است. (تحفهٔ حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «هات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر