معنی هابع
5 بازدید
[ بِ ] (ع ص) خری که در رفتن گردن دراز کند. ج، هوابع. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «هابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر