معنی هابش
5 بازدید
[ بِ ] (ع ص) ورزنده. (منتهی الارب). || فراهم و گردآورنده. (تاج العروس) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «هابش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بش» برای سرودن شعر