معنی هاب
6 بازدید
(ع اِ) مار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کلمه ای است که شتر را بدان خوانند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اسب را بدان خوانند. || اسب را بدان رانند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ بُ ] (اِخ) قلعهٔ عظیمی است از عواصم. (از معجم البلدان).[ ها بِنْ ] (ع ص) رجوع به هابی شود.
کلمات همقافیه با «هاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر