معنی هائع
6 بازدید
[ ءِ ] (ع ص) رجل هائع لائع؛ مرد بددل ترسنده و سست. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مرد بددل و غردل. (از منتخب) (صراح) (غیاث اللغات). || رجل جائع هائع؛ گرسنهٔ سخت حریص. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || رصاص هائع؛ ارزیز گداختهٔ روان. || لیل هائع؛ شب تاریک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «هائع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئع» برای سرودن شعر