معنی نیکیفروش
4 بازدید
[ فُ ] (نف مرکب) مرائی. (یادداشت مؤلف). متظاهر به صلاح. ریاکار: منمای و مشنوان عمل خویش را به خلق زیرا عمل نهفته ز هر چشم و گوش به نشنیده ای که پیر هریوت چه گفته است سبزی فروش شهر ز نیکی فروش به. خواجه عبداللََّه.
کلمات همقافیه با «نیکیفروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر